شمارهٔ ۲۶۸
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
به گل ترانه مرغان بی نوا عبث است
فسون دوستیم با تو بی وفا عبث است
دلم به سینه کنون کز تغافلت خون شد
تسلیم به نگه های آشنا عبث است
به هرزه داد به دیوان آسمان نبری
که پیش مدعیان عرض مدعا عبث است
چنان که گشته تو را شیوه پاس بوالهوسان
شکایتم به تو بیگانه آشنا عبث است
بد از رفاقت نیکان نکو نخواهد شد
سموم را سر همراهی صبا عبث است
زبان تیغ به نرمی نمی شود کوتاه
ملایمت به حریفان بی حیا عبث است
تلاش دولت اکسیر رنگ زرد حزین
نگشته تا مس قلب تو کیمیا عبث است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş