شمارهٔ ۲۹۹
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
یک ره به سر تربتم از ناز نیامد
این جان ز تن رفته دگر باز نیامد
پیغام دروغی که فریبد دل ما را
افسوس کزان لعل فسون ساز نیامد
خونین جگری بی تو نهفتیم ولیکن
از گریه نگه داشتن راز نیامد
رفتم که نویسم من سودا زده حرفی
از مطلب گم گشته خبر باز نیامد
روزی که به دل ناله گره بود حزین را
ناقوس صنم خانه به آواز نیامد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş