شمارهٔ ۳۲۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
از سبزه سبز پشت لب جویبار شد
باغ از بهار شاهد گلگون عذار شد
دامن کشان ز هر طرفی ابر تر رسید
چون خانه ی حباب هوا بی غبار شد
شاخ از شکوفه صبح تجلی فروز گشت
چون زلف یار ظلمت شب تار ومار شد
طوفان چار موجه اشکم جهان گرفت
رگ های ابر چون مژه ام آبدار شد
گیسوی چنگ گشت پریشان به مرگ غم
مینا خراب گریه ی بی اختیار شد
چشم جهان چو شبنم گل در پریدن است
حسن بهار فتنه گر روزگار شد
ازکاروان فیض نگردی جدا حزین
پوید صبا پیاده ره و گل سوار شد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş