شمارهٔ ۳۶۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
صباحت کو که گل را بر سرم شور جنون سازد
ملاحت کو که بر داغم نمکدان را نگون سازد
نباشد اینقدرگر تیغ مژگانش گران تمکین
دل سنگین ما را مرد می باید که خون سازد
لبش گر دل نپردازد به شیرین کاری حرفی
هجوم غم غبار خاطرم را بیستون سازد
بساط مهر و مه را وقت آن شد تا به هم پیچم
غرور طبع من تا چند با بخت زبون سازد
به وحدتخانه ای باشد حزین ذوق سماع ما
که مطرب سبحه و زنار تار ارغنون سازد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş