شمارهٔ ۳۷۶
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
یاد وصلی که دل از هجر خبردار نبود
در میان این تن ویران شده دیوار نبود
حسن درپیرهن عشق تجلی می کرد
پرده دیده حجاب رخ دیدار نبود
داشت جا فاخته در جامه یکتایی سرو
طوق گردن به گلو حلقه زنار نبود
لیلی پرده نشین این همه دیوانه نداشت
یوسف مصر سراسر رو بازار نبود
دیده احول ادراک نمی دید دویی
در میان من و یار اسم من و یار نبود
شمع من پیرهنی جز پر پروانه نداشت
کار بر سوختگان اینهمه دشوار نبود
بلبل از غنچه منقار به دامن گل داشت
خار اندیشه به پیراهن گلزار نبود
شب که می زد رقم این تازه غزل خامه حزین
مستیی بود رگش را که خبردار نبود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş