شمارهٔ ۳۹۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
کدامین راز را دیدی که غمازی نمی دارد
بساط عشرت نازک مزاجان دارد آرامی
لب پرخنده گل هرگز آوازی نمی دارد
هجوم سیل شوید گرد از پیشانی صحرا
به غیر از گریه دل آیینه پردازی نمی دارد
تو نازکدل چرا ازگریه من روی می تابی
کدامین شاخ گل مرغ سخن سازی نمی دارد
نمی گردم اگر گرد سرت خاطر نرجانی
که بال مرغ بسمل گشته پروازی نمی دارد
به خواری شحنه عشق افکند از سینه بیرونش
دل کبکی که زخم از چنگل بازی نمی دارد
گلستان جهان را دیده ام با عندلیبانش
حزین امروز چون من نغمه پردازی نمی دارد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş