شمارهٔ ۴۰۸
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد
برق بی باک عیان است که با خار چه کرد
در بساطم اثری از دل و دین نیست به جا
به من ساده دل آن طره طرار چه کرد
گر بگویم دل سنگین صدف گردد آب
که به روشن گهران چرخ جفاکار چه کرد
جلوه در خانه آیینه به خود ننمایی
گر بدانی که به دل حسرت دیدار چه کرد
گر بگویم رگ خوابت بگدازد چون شمع
که شب هجر تو با دیده بیدار چه کرد
زآنچه جز مذهب عشق است بپردازی دل
گر بدانی که به من سبحه و زنار چه کرد
کرد داغم نگه زاهد خاموش حزین
چه بگویم به من این صورت دیوار چه کرد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş