شمارهٔ ۴۱۳
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
سر زلفی به عالم دام کردند
دل رم خوردگان را رام کردند
چه جانها سوختند از داغ حسرت
که تیغ غمزه خون آشام کردند
دلم را داد ساقی باده عشق
دربن بزم آتشم در جام کردند
سحر خیزان صفای صبح محشر
از آن چاک گریبان وام کردند
کجا پیش که یارب می توان گفت
که خود کامان مرا ناکام کردند
دلم را گلرخان کشور پناهان
خرابات محبت نام کردند
حزین یک رشحه از فیض عراقی ست
نخستین باده کاندر جام کردند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş