شمارهٔ ۴۲۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
خفته بودم به سرم دولت بیدار رسید
لله الحمد مرا دیده به دیدار رسید
بگریز ای خرد خام که عشق آمد مست
برو ای عربده جو حیدر کرار رسید
یار پنهانی ما چشم جهان روشن ساخت
ماه کنعانی ما بر سر بازار رسید
راز مستی بسرایم پس ازین با دف و چنگ
محتسب رقص کنان از در خمار رسید
نتوانم من بی تاب و توان شرح دهم
که چها بر دل از آن نرگس بیمار رسید
سر زد از طرف رخ یار بهار خط سبز
می بیارید که دور گل و گلزار رسید
کند از وسوسه عقل فراموش حزین
هر که را ساغری از ساقی ابرار رسید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş