شمارهٔ ۴۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
چند به غمزه خون کنی خاطر ناشکیب را
بر رگ جانم افکنی طره دلفریب را
این ستم دگر بود کز تف خوی گرم تو
گریه به کام دل نشد عاشق بی نصیب را
ناله به زیر لب گره چند کنم که می زند
باد بهار دامنی آتش عندلیب را
از اثر تبسم غنچه ناشکفته اش
بلبل گلستان کند نوگل من ادیب را
خنده په زخم من چرا شور لبت نمی زند
از نمک کرشمه ات نیست خبر رقیب را
نیست اگر پسند تو شیوه بی گنه کشی
از گنهم حساب کن شکوه بی حسیب را
گر مددی کند حزین فیض دم مسیح ما
نیم شبی قضا کنم ناله عندلیب را
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş