شمارهٔ ۴۶۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
جلوه اش دامن نازی به دل ریش کشید
پادشه رخت به ویرانه درویش کشید
سر به جیب دل آتشکده بردم گفتم
که چها ناوک آن شوخ جفاکیش کشید
فلک افتاده من بود به هندم انداخت
عاقبت کین ز من عافیت اندیش کشید
پس ازین روبهی دهر نخواهد دیدن
هرکجا کون خری بود فلک پیش کشید
صلح کل کرد حزین آنکه به عالم چون من
چه جفاها که ز بیگانه و از خویش کشید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş