شمارهٔ ۵۰۳
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
از آن بر گرد دنیا چشم عشرت کیش می گردد
که دل را وحشت از مکروه دیدن بیش می گردد
کم از کژدم نباشد اختلاط تلخ گفتاران
گزیدن چون زبان عادت نماید بیش می گردد
لباس عاریت گردید سلطان را دو گز دیبا
ازین پیرایه چون عریان شود درویش می گردد
درین محفل برای دیگران چون شمع می سوزم
به کار خود نیاید هرکه خیراندیش می گردد
حزین چون شمع محفل فارغ از اندیشه رزقم
چو روزی از دل خود گشت بی تشویش می گردد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş