شمارهٔ ۵۱۱
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
مردان نظر از نرگس فتان تو یابند
فیض سحر از چاک گریبان تو یابند
عشاق جگر سوخته جمعیت دل را
در سلسله زلف پریشان تو یابند
یوسف صفتان با همه بی باکی و شوخی
آسودگی ازگوشه زندان تو یابند
بر خاک چو از نازکشی زلف گره گیر
سرها همه را در خم چوگان تو یابند
هر تازه نهالی که به جولانگه ناز است
خاک قدم سرو خرامان تو یابند
آن شهد گلوسوز که دلهاست کبابش
شیرین دهنان از شکرستان تو یابند
هر غنچه که در پیرهن باغ و بهار است
خمیازه کش چاک گریبان تو یابند
هر جا گذرد حرف ز خورشید قیامت
صاحبنظران چهره تابان تو یابند
بخشید حیات تن اگر آب سکندر
دل زندگی از چشمه حیوان تو یابند
هر ناوک دلدوز که درکیش قضا بود
خونین جگران در صف مژگان تو یابند
مد نگه حسرت و آه دل گرم است
شمعی که سر خاک شهیدان تو یابند
چون قفل حزین از لب افسانه گشایی
آشفته دلان حال پریشان تو یابند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş