شمارهٔ ۵۲۰
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
فسانه شب غم را چراغ می فهمد
زبان آه مرا گوش داغ می فهمد
به وصل در غم هجران نشسته بلبل ما
فریب عشوه فروشان باغ می فهمد
به بوی گل نکنم التباس بوی تو را
نسیم پیرهنت را دماغ می فهمد
ز دور دل به تپیدن دهد چه حال است این
غریب کوی تو را بی سراغ می فهمد
قدح به لب چو گرفتم شراب سوخت حزین
حرارت جگرم را ایاغ می فهمد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş