شمارهٔ ۵۲۹
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
از یاد شکرخنده اش تلخی هجران شد لذیذ
زان لب به کام زخم ما شور نمکدان شد لذیذ
شد خوشگوار از جلوه اش نقد دل و جان باختن
با ترک تاز غمزه اش تاراج ایمان شد لذیذ
آن لعل عیسی دم مرا تا چاره جویی می کند
از دردمندی بیشتر در عشق درمان شد لذیذ
خونم بحل کز دوریت این تشنه دیدار را
آب دم شمشیر تو چون شیره جان شد لذیذ
بر سفره دهر دنی کز شکرش زهر است به
خون دل و لخت جگر در کام مهمان شد لذیذ
با جشم مخمور تو شد خون جگر خوردن حلال
از ناوک مژگان تو در سینه پیکان شد لذیذ
در کام من شهد سخن شیرین تر از جان شد حزین
طوطی طبعم را دهن زین شکرستان شد لذیذ
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş