شمارهٔ ۶۲۶
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
عشق تو ملک خسروی داغ تو چتر شاهیم
در صف سروران رسد دعوی کج کلاهیم
کوثر تیغت ار کند رحم به حال مجرمان
دوزخ جاودان شود خجلت بیگناهیم
گرنه خوش است خاطرت با غم سینه کوب من
گوش نمی دهی چرا هیچ به داد خواهیم
از نگهی که نرگست کرد به کار عاشقان
صافی لای باده شد خرقه خانقاهیم
عشق تو حرز جان بود این همه امتحان چرا
گاه در آتش افکنی گاه به کام ماهیم
آه چه چاره کز دلم گرد الم نمی برد
شورش اشک نیم شب ناله صبحگاهیم
گرچه شکارلاغرم لیک به یمن دل حزین
کشته تیغ ناز آن عربده جو سپاهیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş