شمارهٔ ۶۲۶
س سلیم تهرانی
0
Altın Yaprak
بی توام ذوق کی از بستر راحت باشد
شام چون شمع مرا صبح قیامت باشد
دل که بی شور جنون است درو ذوقی نیست
در کبابی که نمک نیست چه لذت باشد
دل اگر همره یار است خدا یارش باد
سر اگر در قدم اوست سلامت باشد
دارد اسباب طرب در شب نوروز شگون
شیشه ای کو همه گر شیشه ی ساعت باشد
عاشق از کشته شدن معتمد راز شود
خاتم عشق در انگشت شهادت باشد
ملک یونان نبود همچو خرابات سلیم
تا سبوی می او از گل حکمت باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş