شمارهٔ ۶۳۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
نزدیکی و ز آتش دور تو سوختیم
برخاست از میان تو و من حجاب تن
این خرقه را به نذر حضور تو سوختیم
وقت است اگر به جلوه شبم را سحر کنی
عمری چراغ دیده به طور تو سوختیم
ای روزگار عیش و غمت را اثر یکیست
چون شمع تن به ماتم و سور تو سوختیم
آبی بر آتش دل سوزان نمی زنی
ای ساقی بلا ز غرور تو سوختیم
با خاکسار خود همه نازی و سرکشی
ای شعله خو ز طبع غیور تو سوختیم
از من بگو به آن صنم سرگران حزین
خورشید من ز آتش دور تو سوختیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş