شمارهٔ ۷۵۴
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
گلگونه بهار است خوناب دیده من
گل در خزان ندارد رنگ پریده من
حیرتگه نگاهم آیینه دار لیلی ست
مجنون وادی اوست هوش رمیده من
عشق تو خرمی داد گلگشت خاطرم را
سرو چمن طراز است آه کشیده من
پرواز ناتوانی غیر از تپیدنی نیست
دام و قفس نخواهد بال بریده ی من
تو در جفا حریصی من در وفا تمامم
زیبد به دامن تو خون چکیده من
نومیدی است پایان شام غم حزین را
از دیده سفید است صبح دمیده من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş