شمارهٔ ۷۶۲
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
چشمت از ناز نبستهست در راز به من
رسد از جنبش مژگان تو آواز به من
مهر را ذره ناچیز نمی گردد بار
چون خریدی مده ای شوخ مرا باز به من
سرنوشت دلم از داغ سویدا پیداست
روشن انجام شد از نقطه آغاز به من
شهد بی منت کوثر نسب مرگ کجاست
تا به کی زندگی تلخ کند ناز به من
نیست احسان کمی ای فلک تنگ فضا
این که نگذاشته ای حسرت پرواز به من
به ادای سخنم گوش نگهدار حزین
چشم جادو نگه آموخته اعجاز به من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş