شمارهٔ ۸۴۶
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
مرا دور از تو گل در پیرهن خار است پنداری
رگ جان بی توام پیوند زنار است پنداری
ز مضراب غم نامهربان شوخی فغان سازم
به شیون هر سر مویم رگ تار است پنداری
کمند جذبه هر ذره ام تسخیر می سازد
جهان یک سر تجلی گاه دیدار است پنداری
مرا نور نظر تا دامن مژگان نمی آید
نگاه عجزم از حسرت گرانبار است پنداری
حزین آماده کن بهر نثار مقدمش جان را
دل از خود رفت آمد آمد یار است پنداری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş