شمارهٔ ۸۵۰
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
چو شبنم عالم افسرده را از خاک برداری
چه کم خواهد شد از گیرایی مژگان چالاکت
زکات چشم اگر افتاده ای از خاک برداری
صف محشر به هم خواهد زد آسان چون صف مژگان
اگر دست از عنان غمزه بی باک برداری
صفای وقت بر روی تو بگشاید در جنت
غبار جسم اگر ز آیینه ادراک برداری
میفشان تخم سعی از حرص در دنیای بی حاصل
که ترسم دانه ی دل ریزی و خاشاک برداری
سلامت کی توانی در گریبان کفن بردن
سر تسلیم اگر زان حلقه ی فتراک برداری
زمین در سینه افلاک می گردد تپان چون دل
مبادا سایه ی سنگین خویش از خاک برداری
حمایل سازمت دست دعای می پرستان را
به بدمستی اگر خواهی سری چون تاک برداری
بیا در سایه داغ جنون و سرفرازی کن
چرا باید به گردن منت افلاک برداری
نوای عشق را در پرده سنجیدن اثر دارد
مبادا چون جرس دست از دل صد چاک برداری
حزین از گریه ات صد کوچه خالی می کند طوفان
دمی گر آستین از دیده نمناک برداری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş