شمارهٔ ۸۶۵
ح حزین لاهیجی
0
Altın Yaprak
خرابم از ادای شیوه مستانه چشمی
خمارآلوده ام از گردش پیمانه چشمی
شراب شوق هر کس جلوه در پیمانه ای دارد
که مجنون محو لیلی بود و من دیوانه چشمی
چه کیفیت بود در ساغر این چشم سخن گو را
به خواب بیخودی دل رفته از افسانه چشمی
نگاه گرم ترسا زاده ای سرگشته ام دارد
که می آید سیه مستانه از میخانه چشمی
حزین نبود چو من مستی خرابات محبت را
پیاپی می زنم پیمانه از میخانه چشمی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş