شمارهٔ ۱۴۹
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
با من اول آن همه رسم وفاداری چه بود
بعد ازان بی موجبی چندین جفاگاری چه بود
مرحمت بگذاشتی تیغ جفا برداشتی
آن محبت ها کجا شد این ستمگاری چه بود
مردم چشمم ز آزارت بخون آغشته شد
نور چشم من بگو کین مردم آزاری چه بود
من نمی گویم که چندین دشمنی آخر چراست
لیک می پرسم که اول آن همه یاری چه بود
زان دو گیسو گر خدا قید گرفتاران نخواست
این همه ترتیب اسباب گرفتاری چه بود
گر نبود ای شوخ آهنگ دلازاری ترا
بی جهت با عاشقان آهنگ بیزاری چه بود
سوی خود خواندی هلالی را و راندی عاقبت
عزت او را بدل کردن باین خواری چه بود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş