شمارهٔ ۲۸۳
ه هلالی جغتایی
0
Altın Yaprak
زهی سعادت اگر خاک آن حرم باشیم
بهر طرف که نهی پای در قدم باشیم
مکوش اینهمه در احترام و عزت ما
که ما بخواری عشق تو محترم باشیم
مرو که آخر ایام عمر نزدیکست
بیا که یک دو سه روز دگر بهم باشیم
غریب ملک وجودیم و اندکی ماندست
که باز ساکن سر منزل عدم باشیم
رقیب را بجناب تو قدر بیش از ماست
سگ توایم چرا از رقیب کم باشیم
حریف بزمگه عیش را وفایی نیست
رفیق ما غم یارست یار غم باشیم
نه حد ماست هلالی امید لطف از دوست
غنیمتست اگر قابل ستم باشیم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş