شمارهٔ ۶۳۰
ج جهان ملک خاتون
0
Altın Yaprak
کس به امید وفا ترک دل و دین نکند
جز تو سنبل به گل روی تو پرچین نکند
هیچ شب نیست که از خون جگر روی مرا
دل غم دیده ام از دست تو رنگین نکند
از جفایی که از او بر من دلخسته رسید
همه کس رحم کند آن دل سنگین نکند
نگذرد یک نفسی کان بت مه رو به جفا
ابروان بر من دلخسته پر از چین نکند
من دعاگوی توام از دل و جان تا باشم
در دعای تو شب و روز که آمین نکند
مانی ار صورت روی تو ببیند در خواب
به جهان دعوی صورتگری چین نکند
هیچ شب نیست که در دیده ما خیل خیال
ننشیند به جمال تو صد آیین نکند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş