شمارهٔ ۵۳ - ترهات
ج جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
0
Altın Yaprak
دوستی در سمر کتابی داشت
پیش من صفحه ازان میخواند
که فلان شخص در فلان تاریخ
بیکی بیت بدره ها بفشاند
وان دگر پادشه بیک نکته
فاضلی را فراز تخت نشاند
گفتم ایخواجه ترهاتست این
این سخن بر زبان نباید راند
آخر آن قوم عادیان بودند
که خود از نسلشان یکی بنماند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş