شمارهٔ ۲۶۳
ج جامی
0
Altın Yaprak
ای ماه که می نپرسی از من
زانگاه که می نپرسی از من
آوازه فکند در همه شهر
بدخواه که می نپرسی از من
شاهی تو گدا چگونه گوید
با شاه که می نپرسی از من
پرسی همه را و جز تو کس نیست
آگاه که می نپرسی از من
طومار شکایتم بر این شد
کوتاه که می نپرسی از من
با کوه غم تو رفتم از جای
چون کاه که می نپرسی از من
از لعل تو نیست کار جامی
جز آه که می نپرسی از من
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş