شمارهٔ ۲۶۳
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
گر به رویت کنند نسبت حور
جان من نسبتی ست دورادور
سر کوی تو تا ندید نشد
باغ فردوس معترف به قصور
آن چنان شد ز رشک روی تو ماه
که نمانده ست در رخ او نور
هرکسی چون به دور نرگس تو
مست جام غم است نامخمور
ما به سودای ابرویت آن به
که نگیریم گوشه ای و حضور
ای خیالی ز ننگ میری به
که به نام نکو شوی مشهور
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş