شمارهٔ ۱۰۰۳

ج جویای تبریزی
0 金の葉
صحبت بی نفاق یاران کو گل بی خار این گلستان کو مرض بیغمی شفا طلبست آب نیسان چشم گریان کو سر و سامان عاشقیم کجاست سر گرفتم بجاست سامان کو از شراب و کباب محرومیم دل بریان و چشم گریان کو ضامن خنده هزار گلست گریه ابر نوبهاران کو باز جویا ز لطف گفت امروز عاشق بیدل غزلخوان کو

この詩の翻訳を追加する ·

この詩を評価する

まだ評価がありません

星に触れて1から10で評価してください

コメント

コメントするにはログインが必要です。

ログイン

この詩にはまだコメントがありません。最初の一人になってください。

よりよい読書のために Cookie を使っています。あなたのデータは GDPR とトルコの個人データ保護法に従って扱われます。どの Cookie を許すかはいつでも変えられます。