شمارهٔ ۱۰۹۲
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
اگر چشمی به زیر افکنده باشی
چو خورشید برین تابنده باشی
کم از مهر سلیمانی نباشد
اگر دل را ز دنیا کنده باشی
به کیش ما به از صدساله شاهی است
اگر یک دم توانی بنده باشی
شکست قیمتت در خود فروشی است
مگو از خویش تا ارزنده باشی
ز گلگلشت بهشت افتاده ای دور
ز سوء خلق اگر آکنده باشی
ترا بس سرخ رویی رنگ خجلت
گر از کردار خود شرمنده باشی
اگر خود را نبینی مردمک وار
به چشم مردمان زیبنده باشی
نجوید تا کسی جویا نیابد
اگر جوینده ای یابنده باشی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş