شمارهٔ ۲۸۴
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
به آب و تاب حسنش عشقباز است
دلم چون شمع در سوز و گداز است
دل تنگ از تماشایش گشادید
نگاه ما کلید قفل راز است
نماید آب و تاب حسن او را
شکست رنگ ما آیینه ساز است
خیالی در برم دوش آتش افروخت
هنوزم شیشه دل در گداز است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş