شمارهٔ ۲۹۳
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
دختر رز خلف سلسله بیهوشی است
توبه از می به حقیقت گله بیهوشی است
آن گرانمایه متاعی که ز خود می جویی
با خبر باش که در قافله بیهوشی است
پی به مقصد نبرد سلسله برپای شعور
طی این بادیه بر راحله بیهوشی است
سخنم را نمک از پهلوی مستی باشد
گل تحسین به سر ما صله بیهوشی است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş