شمارهٔ ۳۱
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
می تواند نقش پا شد حلقه زنجیر ما
ما خراب از رنجش بیجای او گردیده ایم
گر بیفشاند غبار از دل شود تعمیر ما
قدرت ما پنجه خورشید را تابیده است
برق در کار رم است از هیبت شمشیر ما
رنگ رویم را نه تنها قوت پرواز نیست
ناله هم برخاستن نتواند از زنجیر ما
سرگرانی بی سبب آزار جویا می کند
اینقدرها رنجش بیجا چرا تقصیر ما
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş