شمارهٔ ۳۹۱
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
سهل باشد دل گر آن چشم سیه دزدیده است
داغ از بیداد او کز من نگه دزدیده است
کار دست انداز حسن او زبس بالا گرفت
بارها خورشید را از سر کله دزدیده است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş