شمارهٔ ۴۷۲
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می گردد
که این پروانه دایم گرد شمع طور می گردد
گزند از پهلوی خود می رسد ارباب خواهش را
دل از جوش هوس ها خانه زنبور می گردد
نباشی از نمک پرورده ات هم روز بد ایمن
که داغ دل ز بخت شور چشم شور می گردد
به هر دور مگر از دور فغفورش به یاد آید
که اشک از می به چشم کاسه فغفور می گردد
به مقدار توان غالب شوی بر خویش در پیری
کمان چون حلقه شد از خود به قدر زور می گردد
شود با هرکه دارد وحشت الفت گزین جویا
به دل نزدیک باشد آنکه از ما دور می گردد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş