شمارهٔ ۷۱۵
ج جویای تبریزی
0
Altın Yaprak
بی ذکر تو نیکو نبود پیشه دیگر
بی فکر تو باطل بود اندیشه دیگر
صهبای مجازم ندهد نشیه که باشد
کیفیت مستان تو از شیشه دیگر
کی قطع نظر از تو توانم که دواندست
از هر مژه چشمت به دلم ریشه دیگر
لبریز خیال تو ز بس گشته نگنجد
در غمکده سینه ام اندیشه دیگر
ناخن گره از کار تو جویا نگشاید
بر سینه قوی تر زن از این تیشه دیگر
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş