غزل شمارهٔ ۵۲
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
تیره زلفا باده روشن کجاست
دیروصلا رطل مردافکن کجاست
جرعه زراب است بر خاکش مریز
خاک مرد آتشین جوشن کجاست
حلقه ابریشم آنک ماه نو
لحن آن ماه بریشم زن کجاست
از دغابازان نو یک جنس کو
وز حریفان کهن یک تن کجاست
در جهانی کو نه مرد است و نه زن
جز مخنث مرد کو یا زن کجاست
در شعار بندگی یاقوت وار
چون شبه آزاددل جز من کجاست
سنگ در بر می دود گیتی چو آب
کآب عیشی یا دلی روشن کجاست
خام گفتار است خاقانی از آنک
پخته رنگی سوخته خرمن کجاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş