شمارهٔ ۶۷
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
گنج ما گنجیست کو در کنج هر ویرانه نیست
هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آنکست
ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست
چشم صورت بین نبیند روی معنی را بخواب
زانک در هر کان درو در هر صدف دردانه نیست
حاجیانرا کعبه بتخانه ست و ایشان بت پرست
ور ببینی در حقیقت کعبه جز بتخانه نیست
مرغ وحشی گر ببوی دانه در دام اوفتد
تا چه مرغم زانک دامی در هم جز دانه نیست
هرکرا بینی در اینجا مسکن و کاشانه است
جای ما جاییست کانجا مسکن و کاشانه نیست
گر سر شه مات داری پیش اسبش رخ بنه
کانک پیش شه دم از فرزین زند فرزانه نیست
گفتمش پروای درویشان نمی باشد ترا
گفت ازین بگذر که اینها هیچ درویشانه نیست
گرچه باشد در ره جانانه جسم و جان حجاب
جان خواجو جز حریم حضرت جانانه نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş