شمارهٔ ۲۳۴
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
مرا بی تو راحت الم می نماید
وگر شادمانی ست غم می نماید
سفال سگان گدایان کویت
به چشمم به از جام جم می نماید
خیال دهانت به شهر وجودم
طریقی ز ملک عدم می نماید
خجل شد مه نو ز ابروی شوخت
به مردم از آن روی کم می نماید
خیالی به جور از تو رخ برنتابد
که در عشق ثابت قدم می نماید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş