شمارهٔ ۲۴۶
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
هر خطایی که سزاوار عتابی باشد
عفو فرما که تو را نیز صوابی باشد
اگر از گریه غم آن برد چشم مرا
هیچ غم نیست گرش پیش تو آبی باشد
پرده ما بدرد فکر جنون تا که تو را
بر مه از سلسله مشگ نقابی باشد
گر نباشد خبر از محنت دوران چه عجب
سر خوشی را که به کف جام شرابی باشد
ای خیالی به خیالی شده ای قانع و آن
هم به شرطی ست که در چشم تو خوابی باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş