شمارهٔ ۲۴۵
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
هر جفایی که کند روی تو نیکو باشد
خاصه وقتی که خطت بر طرف او باشد
گر به چین شکن زلف تو از خوش نفسی
دم دعوی بزند مشک سیه رو باشد
در لطافت به دهان تو کند نسبت خویش
چشمه خضر به شرطی که سخنگو باشد
باشد از سر عدم پیر خرد را خبری
خبری ز آن دهنش گر سر یک مو باشد
گر بجوید دهنت دل ز خیالی چه عجب
ز آن دهن هیچ عجب نیست که دلجو باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş