شمارهٔ ۲۸
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
از سبزه خطت ورق گل رقمی یافت
وز سرو قدت فتنه به عالم علمی یافت
اکنون دل و نقش دهن تنگ تو کز وی
بسیار طلب کرد نشانی و نمی یافت
دل پیش قدت سرو سرافراز چمن را
از شیوه صاحب قدمی بی قدمی یافت
آزرده چنانم که ز حال دل ریشم
هرکس که شد آگه به حقیقت المی یافت
ای نی به تو گرم است دگر جان خیالی
کز ناله دلسوز تو بیچاره دمی یافت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş