شمارهٔ ۳۷
خ خیالی بخارایی
0
Altın Yaprak
با سگت یاری مرا کار خود است
هرکسی را کار با یار خود است
عاشقی کردم فتادم در بلا
مبتلا هرکس ز کردار خود است
گفتمش سرو از هواداران توست
گفت ما را او هوادار خود است
من ز حیرت رفتم از دست و هنوز
سرو من مغرور رفتار خود است
طوطی طبع خیالی را مدام
در دهن شکر ز گفتار خود است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş