شمارهٔ ۴۶۱
ک کمال خجندی
0
Altın Yaprak
عاشقان درد ترا دولت افزون خوانند
محنت عشق ترا بخت همایون خوانند
اهل میخانه دعای لب تو اشک فشان
زیر لب چون خط جام از دل پر خون خوانند
جانب جام و صراحی نبود سجده چو چنگ
مطربان گر سخنی ز آن لب میگون خوانند
قصه گربه این غمزده با چشم پر آب
مرغ و ماهی بلب دجله و جیحون خوانند
من اگر وصف دو ابروی تو که بنویسم
مردمش زآن حرکتها همه موزون خوانند
خلق خوانند مه از سادگی آن روی عجب
ورقی را که بر آن خط نبود چون خوانند
گر از آن حسن نویسی سخن عشق کمال
دفتر عشق نرا لیلی و مجنون خوانند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş