شمارهٔ ۴۹۵
ک کمال خجندی
0
Altın Yaprak
گل را به دور روی تو کس بو نمی کند
بلبل به بوستان سخن او نمی کند
تا دیده باز یافت خیال قدت در آب
دل جست وجوی سرو لب جو نمی کند
شیرین لبی که دید دهان چو قند تو
وصف دهان خود سر یک مو نمی کند
با عاشقان رقیب دل نازک تو را
بد می کند همیشه و نیکو نمی کند
انکار زردی رخ ما رسم یار نیست
این کار جز رقیب سیه رو نمی کند
کار طلب ز پیش به سر باختن برند
سالک چرا قبای خود از گو نمی کند
دایم حدیث روی نکو می کند کمال
اندیشه از حکایت بدگو نمی کند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş