شمارهٔ ۱۱۷۱
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
رغم آن دل که نگه دارندش
زیر آن زلف سیه دارندش
مشک بی زلف تو نتواند بود
گر به شمشیر نگه دارندش
بر رخ خوب تو ماند چیزی
مه اگر زیر کله دارندش
در زمان سر بنهد بر پایت
پایت ار بر سر مه دارندش
چشم خسرو به گه آمدنت
منتظر بر سر ره دارندش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş