شمارهٔ ۴۳۸
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
سخن در پرده می گویی زبان دانی همین باشد
دلم از غمزه می جویی فسون خوانی همین باشد
اگر فرمان دهی بر من طریق بندگی دارم
چو می دانی طریق بنده فرمانی همین باشد
مرا کشتی به تیغ غم نمی گویم پشیمان شو
سری ز افسوس در جنبان پشیمان همین باشد
سلیمان دولتی از رخ چرا خط می کشی بر من
به موران می دهی خاتم سلیمانی همین باشد
زهر مو بسته ای زنار و می گویی مسلمانم
بگویید ای مسلمانان مسلمانی همین باشد
در خوبان زدی خسرو همی دانم سزا دیدی
سزای آنچنان کاری نمی دانی همین باشد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş