شمارهٔ ۱۲۹ - (ناکامل)
م مجذوب تبریزی
0
Altın Yaprak
عارضت را نقاب کرده شعاع
برقع آقتاب گشته شعاع
پرتو عارضت فتاده به می
یا ز عکس تو آب گشته شعاع
تا جمالت فکنده عکس به جام
کیمیای شراب گشته شعاع
سیر نتوان تو را تماشا کرد
مانع آفتاب گشته شعاع
جریت عندلیب را نکند
عاشق روی دل گشای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş