شمارهٔ ۱۴۹
م مجذوب تبریزی
0
Altın Yaprak
از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده ام
کذب تهمت افترا بهتان کجا کی کرده ام
کی تواند دور از این در سازدم فکر رقیب
پیش از او این کوچه ها را پیش از او طی کرده ام
چون به جام باده بگزینیم غم ایام را
من که دفع این بلا پیوسته از می کرده ام
لعل سیر آب یقین می بخشدم آب حیات
عمرها در ظلمت شب ذکر یا حی کرده ام
تا دلم گردیده صاف از دولت خاک درت
کی نظر بر جام جم یا افسر کی کرده ام
گر دمادم چشم مستت ساغرم بخشد رواست
سجده محراب آن اب رو پیاپی کرده ام
گر سلامت رخت بر منزل کشیدم دور نیست
بادپایی چون هوس را در رهش پی کرده ام
کافر بخشنده هم ساقی ز آتش ایمن است
می بده تحقیق حال حاتم طی کرده ام
ناله بی پرده را مطرب نوای دیگر است
بارها این نکته را تحقیق از نی کرده ام
توبه از می گر کنی مجذوب تکلیفم مکن
گوش پر حرف پریشان تو من کی کرده ام
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş